%0
تلفن ثابت/رینبو راول

تلفن ثابت/رینبو راول

ویژگی ها :
  • ناشر : نشر آذرباد
  • مولف : رينبوراول
  • مترجم : مهرزادجعفری
  • نوع جلد : شومیز
  • موضوع کتاب : ادبیات انگلیس
  • اندازه کتاب : رقعی
  • تعداد صفحات : 380
  • سال چاپ : 97
  • نوبت چاپ : چهارم
  • وزن : 251 تا 1000 گرم به بالا
  • کد کالا : 9786008537359
  • تعداد نظرات : 0
  • تعداد بازدیدها : 146
  • موجود :
  • کد محصول : 34537

290,000 ریال

290,000 ریال

تلفن ثابت
290,000 ریال
290,000 ریال
افزودن به سبد

وقتی نیل می‌خندید، چال گونه‌هایش شبیه پرانتز می‌شد. (پرانتزهایی روی ته‌ریشش.) جُرجی همیشه دلش می‌خواست او را از پشت پیشخوان جلو بکشد و دماغش را در چال گونه‌هایش فروکند. (این پاسخ همیشگی‌اش در مقابل لبخند نیل بود؛ اما گویا نیل این را نمی‌دانست.) نیل درحالی‌که یک لیوان نوشیدنی برای او می‌ریخت، گفت: «فکر کنم شلوار جین‌ات رو هم شستم...» جُرجی نفس عمیقی کشید. باید جوری این مسئله را حل می‌کرد. گفت: «امروز خبر خوبی بهم رسید.» نیل روی پیشخوان خم شد، یکی از ابروهایش را بالا برد و گفت: «جدی؟» - آره. خب... ماهر جعفری می‌خواد سریال ما رو بخره. - ماهر جعفری کی هست؟ - همونی که یه شبکه تلویزیونی داره و داشتیم باهاش مذاکره می‌کردیم. همونی که اجازه‌ی پخش سریال لابی و اون برنامه‌ی زنده در مورد مزارع تنباکو رو داده بود. نیل سرش را به نشانه‌ی تأیید تکان داد و گفت: «که این‌طور. پس مدیر شبکه‌ست. فکر می‌کردم اون اصلاً به برنامه‌ی شما توجهی نمی‌کنه.» جُرجی گفت: «ما هم فکر می‌کردیم بهمون توجهی نمی‌کنه. آخه ظاهرش این‌طوری نشون می‌داد.» «خب اینکه خبر خیلی خوبیه. خب...» سرش را کمی چرخاند، چپ‌چپ او را نگاه کرد و ادامه داد: «...پس چرا خوشحال نیستی؟» جُرجی گفت: «ترسیدم.» خدایا. جُرجی رسماً عرق کرده بود. گفت: «اون ازمون فیلم‌نامه و قسمت اول سریال رو می‌خواد. یه جلسه‌ی خیلی مهم داریم که بازیگرها رو انتخاب کنیم...» نیل همان‌طور که منتظر بود تا جواب سؤالش را بگیرد، گفت: «اینکه عالیه.» نیل می‌دانست که جُرجی چیزی را مخفی می‌کند. جُرجی چشم‌هایش را بست و گفت: «...بیست‌وهفتم جلسه داریم.» آشپزخانه ساکت بود. جُرجی چشم‌هایش را باز کرد. نیل _ کسی که او را می‌شناخت و عاشقش بود _ جلوی رویش ایستاده بود. واقعاً همین‌طور بود، واقعاً عاشقش بود. دست‌به‌سینه، چشم‌هایش را تنگ کرده بود و با آن چال گونه‌هایش روبه‌روی او ایستاده بود.
شهر کتاب اهواز
 

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر
 

ارسال سريع کالا

ارسال محصولات به مشتريان عزيز در سراسر کشور در سریعترین زمان ممکن

تخفيف ويژه

مشترياني که خريد بالايي داشته باشند از تخفيفات ما برخوردار خواهند شد...

کيفيت محصولات

جدید ترین کتابهای برتر را از ما بخواهید

نمایش همه محصولاتمحصولات مرتبط